»» جديدترين مطالب

»» موضوعات مطالب

»» ارتباط با ما
پست الکترونيک /ايميل ما: ostad.arabnia@gmail.com

»» قوانين مربوطه
1. لطفا نکات اخلاقي را رعايت فرماييد در غير اينصورت ديدگاه شما حذف يا سانسور خواهد شد. 2. هرگونه برداشت از تصاوير،فيلم و مطالب اين وب فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد.

»» آرشيو مطالب

»» وبلاگ ها

»» نظرسنجي

Welcome





»» فريبرز عرب نيا در مراسم تقدير از عوامل فيلم سينمايي "بدون مرز"



موضوعات : اخبار، تصاویر(عکس،پوستر،طراحی)
برچسب‌ها: عكس

sepehri | دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393

 


»» توضیحات فریبرز عرب‌نیا درباره برخی خبرها

فریبرز عرب‌نیا توضیحاتی درباره قطعی شدن حضورش در فیلم «دیو باید بمیرد» داد.

این بازیگر و کارگردان طی تماسی با خبرنگار ایسنا، توضیح داد:

«ضمن احترام فراوان برای آقای کاوه صباغ‌زاده و همه عوامل فیلم «دیو باید بمیرد»‌و با وجود تمایل برای همکاری با ایشان این توضیح را لازم و ضروری می‌دانم که اگرچه این جانب در مرحله گفت‌وگو با دوستان جهت حضور در پروژه مذکور می‌باشم اما هنوز همکاری من و حضورم قطعی نشده است.

ضمن آرزوی موفقیت برای گروه تولید و همه همکاران سینما»



موضوعات : اخبار، گفتگوها و مصاحبه ها، فیلم سینمایی

sepehri | دوشنبه هفدهم آذر 1393

 


»» صباغ زاده «دیو باید بمیرد» را با حضور فریبرز عرب نیا اواخر آذر کلید می‌زند.

سینماپرس: کاوه صباغ زاده کارگردان سینما صبح امروز از پیوستن فریبرز عرب نیا و شروع فیلمبرداری اولین ساخته بلند خود با نام «دیو باید بمیرد» در اواخر آذر ماه خبر داد.

وی به خبرنگار سینماپرس گفت: قرار است فرزاد موتمن به عنوان مشاور کارگردان در این فیلم با ما همکاری داشته باشد.

دستیار اول فیلم سینمایی «چهارشنبه خون به پا می شود» به لوکیشن ها و مدت زمان فیلمبرداری این فیلم اشاره کرد و افزود: لوکیشن های این فیلم  همه در تهران و جاده های اطراف تهران است و برآورد اولیه جلسات فیلمبرداری حدود ۵۰ تا ۵۵ جلسه است.

صباغ زاده در ادامه به بازیگران این فیلم اشاره کرد و افزود : تا کنون حضور فریبرز عرب نیا، کاوه سجادی حسینی، یدالله شادمانی، نورالدین اعلمی، کریم امینی و فرامرز روشنایی در این پروژه قطعی شده است و قرار است به زودی دو بازیگر زن این فیلم نیز مشخص شوند.

سایر عوامل عبارتند از:

کارگردان: کاوه صباغ زاده ، نویسنده: کاوه صباغ زاده (بر اساس داستانی از پیر بوآلو-توماس نارسژاک) ، مدیر فیلمبرداری: محمد آلادپوش ، طراح صحنه و لباس: ملودی اسماعیلی ، صدابردار: نظام الدین کیایی ، طراح گریم: علی بهرامی فر ، مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان: درنا مدنی ، دستیار برنامه ریز: مازیار صالحی ، مدیر روابط عمومی: فرامرز روشنایی ، مدیر تدارکات : حسن حیدرزاده -،تهیه کننده : میر ولی الها مدنی.

وی در پایان این گفتگو به خلاصه داستان این فیلم اشاره کرد و افزود: فیلم سینمایی «دیو باید بمیرد» درباره مردی است که می خواهد با کمک خواهر زنش، همسرش را به قتل برساند.

بنابراین گزارش، کاوه صباغ زاده از ۱۳۷۶ کار دستیار کارگردانی را در سینما آغاز کرد و با مهدی صباغ زاده، سعید ابراهیمی فر، نادر تکمیل همایون کار کرده است. وی تا کنون ۴ فیلم کوتاه ساخته است و در حال حاضر هم عضو شورای مرکزی کانون برنامه ریزان و دستیاران خانه سینما است.



موضوعات : اخبار

sadati | دوشنبه هفدهم آذر 1393

 


»» نقدی بر رنگ شک اولین اثر فریبرز عرب نیا

رنگ شک،ضعفها و قوتهایش

مرادی(فیلمنامه نویس)

1.شروع سریال با درگیری بین سروان و مرد مرموز(نابغه ریاضی یا قاتل) که این سابقه درگیری بین دو نقش منفی و مثبت (شر و خیر) را بخوبی نشان میدهد و بعد یک فلاش بک به گذشته و بارداری رویا همسر سروان علی نبوی که نشان میدهد سروان تعلقات شدیدی به خانواده دارد و برای فرزنددار شدن لحظه شماری می کرده هر چند این در فیلمنامه جالب میشود اما در اجرا خوب در نیامد و حق مطلب ادا نشد.

2.شخصیت پردازی درمورد شخصیت منفی خوب شکل گرفت اینکه یک نابغه ریاضی بخاطر جدایی والدین و خیانت مادر به پدر و اینکه حقش در جامعه بعنوان نابغه خورده شده در فیلمنامه قابل درک است اما در اجرا متاسفانه با بازی آرش مجیدی نقایصی وجود دارد که برای تماشاگر غیر واقعی جلوه کرد.متاسفانه اصلا درک اینکه مجیدی بد من ماجراست برای مخاطب قابل باور نیست در تعقیب و گریزها مجیدی بیشتر به قهرمان شبیه است تا سروان نبوی حتی دیوانگی مرد مرموز با بازی مجیدی در قسمتهای ابتدایی اصلا بچشم نمی آید که بعدها با آزار سروان اینطور نشان می دهد که بیمار است.

3.سکانس های مربوط به خانه کوچک باند ،آن مرد خشن که گویا رئیس باند خرید و فروش مواد مخدر بود با بازی عمار تفتی و آن پیرمرد ترسو که به دنبال راه فراری برای خود بود کاملا در فیلمنامه گنگ و مبهم است و اصلا حضور آن سکانسها در فیلمنامه زائد بود.شخصیتی که عمار تفتی بازی کرد چه کاره بود؟ خرده پا؟ رئیس؟ چرا فقط دونفر با او همکاری می کردند؟ موضوع چه بود؟ چرا باید نیروی مبارزه با مواد مخدر یکی از ماموران خود را وارد یک گروه دو نفره بکند که چه به دست بیاورد؟ میشد درک بهتری از موقعیت و 3 سال مامور مخفی بودن سروان و سختی هایی که کشیده در اختیار مخاطب قرار داد.

سکانس تبادل مواد مخدر که در بیابان بود تا آخرین لحظه برای مخاطب مجهول است که اینها در بیابان چه می کنند؟به چه منظور در بیابان توقف کرده اند وبرای هم شاخ و شانه می کشند؟ بگذریم از اینکه مکالمه هایشان نیز کاملا گنگ و مجهول بود و مخاطب درک درستی از موقعیت نداشت.

متاسفانه اکشن و هیجان لازم حتی به صرف سرگرمی هم به مخاطب منتقل نشد.

وقتی تک تیرانداز مرد مرموز همه افراد حاضر در بیابان را هدف قرار داد و نقش زمین کرد و از صحنه گریخت و در آن میان فقط سروان زنده ماند و به تعقیب تک تیرانداز مبادرت کرد چطور وقتی در بیابان موتورش از کار افتاد و آنطور سردر گم و گمشده توانست مخفیگاه مردمرموز را ردیابی کند؟!!!

یک سوال بزرگ است که پاسخی برایش موجود نیست.

مرد مرموز در مخفیگاه او را نقش زمین کرد و دست و پایش را بست و او را هدف گلوله قرار داد حتی یک ناله کوچک هم از سروان شنیده نشد بی صدا از هوش رفت.

اما چطور بعدها برای زخمش انقدر ناله می کرد؟

این ناله های بیش از حد در قسمتهای بعد بسیار آزار دهنده بود میشد کمترش کرد یا به نوعی دیگر نشان داد که درد میکشد.

4.شخصیت رویا تنها شخصیتی است  که نسبت به بقیه شخصیت ها درک بهتری به مخاطب می دهد اما بی نقص نیست اینکه این زن از دوری همسر انقدر آزرده و بهم ریخته است نشانگر شخصیت ضعیفش هست که بازی خوبی هم ارائه شده و خوب هم توسط کارگردان هدایت شده و قابل درک است و اگر بازی خوب نبود حتما بسیار بیشتر نقصهایش دیده میشد.در واقع فیلمنامه در بخش احساسی خانوادگی موفقتر است تا بخش پلیسی اکشن .

5.سروان شاهین از جمله شخصیتهایی است که  ناگهان در فیلمنامه سرو کله اش پیدا میشود و جایگزین سرگرد مکری می گردد و بازی خوبی هم دارد و توانست بعنوان جایگزین مکری خود را به مخاطب  بقبولاند.

6.متاسفانه بزرگترین ایراد فیلمنامه در مورد خود شخصیت قهرمان یعنی سروان علی نبوی وجود دارد.عجیب است که نویسنده با اینکه خود نقش قهرمان را بازی می کند اما کمتر به زوایای آن پرداخته کابوسهای شبانه و عذاب وجدان برای اینکه همسرش را با یک فرزند کوچک تنها گذاشته و خواب های آشفته بی مفهوم،دیدن همسرش با یک عروسک نشان از عذاب وجدان شدید و دلتنگی برای خانواده دارد دردی که در او رسوخ کرده که البته بازیگر بخوبی این درد را منتقل می کند اما صحنه های کابوس و عکس العمل های وی خوب در نیامده.

سروان نبوی مامور مخفی نفوذی نیروی مبارزه با مواد مخدر که 3 سال در ماموریت عذاب کشیده بقول دیالوگ فیلمنامه که در نامه ای که سروان نوشته بود:"از سختی هایی که کشیدم  می تونم بگذرم اما از خون سرهنگ مکری نه"

و در جایی دیگر وقتی با همسرش درد و دل می کرد:"اینکه چندبار تا پای مرگ رفتم دیگه اهمیتی نداره"

چندان قابل لمس نبود چون گروهی که در آن نفوذ کرده بود دو نفر بیشتر نبودن یک مرد جوان با زخمی بر چشم که بوکس تمرین می کرد و یک پیرمرد ترسو و دربه داغون که بفکر فرار بود.این سختی کجای این گروه بود؟

تنها سختی که قابل لمس و در فیلمنامه بخوبی در آمد بود دوری از همسر و فرزند بود که عاشقانه دوستشان داشت.

در مورد سکانس های عاشقانه که واقعا تاثیرگذار بود می توان گفت کارگردان،نویسنده و بازیگر خوب نوشتند خوب هدایت کردند و خوب بازی کردند.

حتی شخصیت سرهنگ مکری هم در سریال خوب در آمده و می توان درکش کرد.

7.کارگردان در صحنه هایی که خود بعنوان بازیگر حضور ندارد موفقتر از صحنه هایی عمل کرده که خود جلوی دوربین است و چون نقشی که خودش بازی کرده نقش قهرمان و محور داستان است بزرگترین لطمه را هم به همین دلیل خورده چون وقتی کارگردان پشت دوربین است حواسش به اکت های بازیگر هست اما وقتی خودش جلوی دوربین است چه کسی حواسش به اکت های اوست؟؟؟ از اینرو نواقصی در نوع رفتار،راه رفتن و بازی بازیگر که کارگردان هم هست وجود دارد که به نقش آسیب زده.

این موارد در صحنه تعقیب و گریز با نقش منفی داستان دیده میشود حتی زاویه دوربین هم در مورد سکانسهای تعقیب و گریز در خیابان و مترو انتخاب های درستی نیست که اگر کارگردان خودش پشت دوربین بود در صد خطا کمتر میشد.

صدا و تصویر هم از مواردی است که خوب به آن توجه نشده البته اگر به تیتراژپایانی سریال نگاهی بیندازیم بغیر از تهیه کننده و کارگردان افراد پشت صحنه افراد ناشناسی هستند که نامشان برای هیچکس آشنا نیست این یعنی عوامل پشت دوربین حرفه ای نبودند حتی بازیگران هم بازیگران درجه چندم تلویزیون هستند و در کل با این کست ضعیف انتظاری بیش از این نمی شود داشت که خب با توجه به اینکه کارگردان یک فرد مطرح و شناخته شده و ستاره سالهای نه چندان دور سینما بودند انتظار این بود که انقدر دست خالی،کاری را بعنوان اولین کارگردانی اش کلید نزد که دلیلش بماند.

 اینطور که گفته میشد تدوین را قرار بود فردی به نام علیرضا فرساد انجام دهد اینکه چرا آقای عرب نیا خود تدوین را بعهده گرفتن هم سوالی است که جوابش را نمی دانیم.

8. پایان،می تواند موفقیت یک اثر را تضمین کند حتی اگر اثری شروع نا زیبا داشته باشد.

پایان سریال رنگ شک سوالات بسیاری را در ذهن مخطب برجا گذاشت یک نویسنده باید در پایان به همه سوالهای مخاطب پاسخ دهد اینکه همسر سروان توسط نقش منفی روانه بیمارستان شد قابل درک است دزدیدن فرزند هم همچنین اما اینکه این فرد روانی مشکل دار مریض به قول سروان،انقدر با این کودک مهربان است دلیلش چیست؟ در یک سکانس دیده میشود که نقش منفی(آرش مجیدی)ساندویچ،ظرف سیب زمینی سرخ کرده،نوشابه و در آخر یک هدیه روی میز تحویل امین(فرزند سروان)می دهد که وقتی بازش می کند یک عروسک در می آورد که جوکر نقش منفی فیلم مشهور کریس نولان(بتمن)است.می شود از همینجا متوجه شد که نویسنده نقش منفی سریال را شبیه جوکر می داند!

اما جوکر یک روانی خطرناک بود و به هیچکس رحم نمی کرد اصلا نقش منفی سریال تکلیفش باخودش مشخص نیست روانی هست یا نیست؟ عقده دارد یا ندارد؟ مهربان هست یا نیست؟ چرا آخر داستان انقدر مظلومانه کشته شد؟

 آرش مجیدی در جاهایی توانسته باور پذیر باشد مثلا آزارهای تلفنی در جاهایی نه و در واقع توازن کافی در بازی اش وجود ندارد بنابراین می توان گفت آرش مجیدی بدمن خوبی از آب در نیامده!

جالب اینجاست که این مرد مرموز نابغه در آخر خودش سوار بر قایق با کودک ربوده شده به ساحل آمد در صورتی که اگر باهوش بود خودش نمی آمد.و اینکه کودک آنقدر بهش خوش گذشته بود که بدش نمی آمد بقیه عمرش را با آن مرد دوست داشتنی(نقش منفی) زندگی کند!

انتظار این بود که باز هم یک فردی را بفرستد لب ساحل،سروان را سوار بر قایق کند چشمانش را ببندد دستانش را ببندد و با خودش ببرد در جایی مثلا یک کشتی کوچک و امین در کابین کشتی باشد در آنجا اذیت و آزارهای مرد مرموز ادامه پیدا کند تا وجوه شخصیتی نامتعادل وی بیشتر بیرون بزند و باورپذیرتر باشد نه اینکه در قایق کوچک باهم بحث های فلسفی بکنند و از عیسی و موسی بگویند!

در کشتی میشد بعد از مدتی مردمرموز توسط یکی از افراد خود که میشد جاشوی کشتی باشد که کسی به آن ظن نمی برد مورد هدف قرار گیرد و کشته شود و شما آن افراد را بزنید و زخم جدید بردارید و کودک را آزاد کنید و در آخر کشتی به دست شما می افتاد و البته اگر مایل بودید سکانس های شنا در دریا را داشته باشد که بسیار جالب بود می توانستید در ادامه ماجرای جدید مثلا خیانت همان مامور خودی را تعبیه کنید که اتفاقا کار شما باارزش تر هم میشد.

میشد در سکانس آخر این کینه از نقش منفی سریال بخاطر کشتن سرهنگ مکری،همسر را تا دم مرگ فرستادن و ربودن فرزند را با نوع مرگش بهتر نشان داد که نشان داده نشد.

علی القاعده گذشت و انشاء ا... در آینده فیلمنامه تان را قبل از کلید زدن به چند نفر نشان دهید تا به شما مشورت های جالب بدهند و ابهامات درون آن را دربیاورند تا اثری موفق تولید کنید.البته اینجا باید از نقش سیمافیلم بخاطر قصورهایی که در مورد فیلمنامه ازش سرزده بسیار گله کرد چرا که می توانست مشاورها و عوامل پشت صحنه بهتری را در اختیار شما قرار دهد که نداد.

از سکانسهای جالب این سریال:سکانس رویاروی علی با مادرخانم خود وقتی زنگ در خانه اش را می زند و او در را باز می کند گفتگو با وی و گفتگو با همسرش رویا،سکانس تنهایی در خانه و گفتگو با خیال همسرش رویا، سکانس های رانندگی طولانی مدت و آزارهای نقش منفی،ورود به جنگل حرا و آن باتلاق و انتظار و همینطور شنا در دریا و سرگشتگی اش از جمله سکانسهای جالب بودند.

افکار بدیع و نو در خلق اثر در نوع خودش در این سریال جالب بود که متاسفانه خوب ازش بهره برداری نشد.



موضوعات : یادداشت های نویسنده، سریال
برچسب‌ها: رنگ شک

sadati | یکشنبه شانزدهم آذر 1393

 


»» نظرسنجی

1.به سریال رنگ شک از 1 تا 5 چه نمره ای می دهید؟

2.با ادامه فعالیت فریبرز عرب نیا در قامت کارگردان موافقید؟

3.نقاط ضعف و قوت سریال را در کدام گزینه می بینید؟

فیلمنامه کارگردانی بازی هنرپیشگان بقیه موارد



موضوعات : بحث و نظرسنجی، سریال
برچسب‌ها: رنگ شک

sadati | جمعه چهاردهم آذر 1393

 


»» رنگ شك
http://photos-c.ak.instagram.com/hphotos-ak-xfa1/10818089_812100385516594_1919530723_n.jpg

http://photos-d.ak.instagram.com/hphotos-ak-xfa1/10818116_489934674480747_1792478653_n.jpg

 



موضوعات : تصاویر(عکس،پوستر،طراحی)، سریال، مرور آثار
برچسب‌ها: رنگ شک

sepehri | جمعه چهاردهم آذر 1393

 


»» عرب‌نیا از «رنگ شک» گفت/ منافع شخصی مهم‌تر از منافع ملی شده است

به گزارش خبرنگار مهر، فریبز عرب‌نیا بازیگر و کارگردان شناخته شده سینما، تلویزیون و تئاتر در گفتگوی تلفنی با برنامه رادیویی «پرانتز باز» رادیو نمایش، از سریال «رنگ شک» سخن گفت. اجرای این قسمت از برنامه به عهده بهروز رضوی بود

عرب نیا در این گفتگو در پاسخ به رضوی درباره سابقه کارگردانی‌اش گفت: حدودا 10 یا دوازده سال پیش یک فیلم سینمایی سه اپیزودی برای شرکت طراحان هنر به تهیه کنندگی مهدی کریمی ساخته شد که یک اپیزودش را من کار کردم. اما این فیلم به دلیل اینکه برای تهیه کننده مشکلی پیش آمده بود متوقف ماند و بعدها هم چند بار به شکل‌های مختلف در حال شروع کارگردانی چند کار بودم که هر کدام به دلیلی متوقف شدند

وی ادامه داد: از جمله قرار بود کارگردانی سریالی با مضمون همین سریال که پلیسی است شروع کنم، اما با پذیرفتن ایفای نقش در سریال عظیم «مختارنامه» این موضوع باز هم به تعویق افتاد. کارگردان «رنگ شک» تأکید کرد: به هر حال بعد از این مدت، فرصت را مغتنم شمردم و دیدم کارگردانی و بازی در این سریال از پیشنهادهایی که برای بازی به من می‌شود ترغیب کننده‌تر است و این سریال را کارگردانی کردم. زمان هر قسمت 45 دقیقه است و به امید خدا از 8 آذر ماه از شبکه سه پخش خواهد شد. قضاوت درباره کیفیت این اثر نیز بر عهده مردم است

عرب نيادر بیان یکی از آرزوهایش گفت: آرزو می‌کنم هر کس که برای فرهنگ این کشور عزیز بدون در نظر گرفتن منافع مادی و منافع شخصی‌اش کار می‌کند، موفق باشد و از صمیم قلب برایش آرزوی تندرستی و توفیق دارم.

عرب نیا تصریح کرد: متاسفانه شرایط فعلی را که در عرصه هنر و عرصه‌های دیگر است به این دلیل ناراحت کننده می‌بینم که متاسفانه بعضی‌ها منافع شخصی‌شان را به همه چیز ترجیح می‌دهند و این رویه آسیب‌های خیلی جدی به فرهنگ کشور زده است

وی در پایان اظهار کرد: امیدوارم همه کسانی که فرهنگ این کشور برایشان مهم است موفق باشند و امیدوارم به زمانی برگردیم که مردم به سرنوشت جمعی فکر می‌کردند و منافع همگان مهم‌تر بود و با هم مهربان‌تر بودیم. سرنوشت همگان سرنوشت همه ماست.

"مهر"



موضوعات : اخبار، گفتگوها و مصاحبه ها، سریال
برچسب‌ها: رنگ شک

sepehri | شنبه هشتم آذر 1393

 


.............. مطالب قديمي تر >>
»» fariborz arabnia

»» خبرگزاري ها


»» برچسب ها

[ ]
صفحه اصلي


ostad-arabnia