»» جديدترين مطالب

»» موضوعات مطالب

»» ارتباط با ما
پست الکترونيک /ايميل ما: ostad.arabnia@gmail.com

»» قوانين مربوطه
1. لطفا نکات اخلاقي را رعايت فرماييد در غير اينصورت ديدگاه شما حذف يا سانسور خواهد شد. 2. هرگونه برداشت از تصاوير،فيلم و مطالب اين وب فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد.

»» آرشيو مطالب

»» وبلاگ ها

»» نظرسنجي

Welcome





»» فیلم سال های بی قراری/دانلود

دانلود 1

دانلود 2

دانلود 3

دانلود 4

دانلود 5

دانلود 6

دانلود 7

دانلود 8

دانلود 9

دانلود 10



موضوعات : گالری(فیلم و کلیپ)، فیلم سینمایی، مرور آثار، دانلود
برچسب‌ها: سال های بی قراری

sadati | یکشنبه پنجم بهمن 1393

 


»» فیلم برگ برنده/دانلود

 

دانلود از سایت آپارات

برگ برنده 1

برگ برنده 2

برگ برنده 3

برگ برنده 4

برگ برنده 5

برگ برنده 6

برگ برنده 7

برگ برنده 8

برگ برنده 9

برگ برنده 10

 



موضوعات : گالری(فیلم و کلیپ)، فیلم سینمایی، مرور آثار، دانلود
برچسب‌ها: برگ برنده

sadati | شنبه بیستم دی 1393

 


»» طراحی چهره/شخصیت سرژیک

طراح:مهسان طاعتی

طراحی چهره



موضوعات : تصاویر(عکس،پوستر،طراحی)
برچسب‌ها: عكس, شکلات داغ

| جمعه نوزدهم دی 1393

 


»» حضور فریبرز عرب نیا در مراسم تودیع محمودرضا تخشید

به گزارش ایسنا، مراسم تودیع معارفه محمودرضا تخشید به عنوان مدیر کل نمایش سیما،با حضور مدیران و کارکنان مرکز سیمافیلم و جمعی از هنرمندان و تهیه کنندگان از جمله پرویز شیخ طادی،فریبرز عرب نیا،سعید سعدی ، پروین شمشکی، احمد مرادپور، جواد شمقدری ، محمد داوودی، سعید سلطانی، رضا جودی و جواد نوروزبیگی همراه بود.

عکس یادگاری مراسم معارفه

عکس یادگاری این مراسم(12دی 93)



موضوعات : تصاویر(عکس،پوستر،طراحی)
برچسب‌ها: عكس

sadati | دوشنبه پانزدهم دی 1393

 


»» نقدی که نظیر آن را در جایی نخوانده اید !

«نقدی باز بر رنگ شک»

شاید  اولین و اساسی ترین بخش یک نقد سالم بررسی افکار و دغدغه های کارگردان و نگارنده اثر و مقایسه آن با خروجی کار است . مینی سریال رنگ شک به نویسندگی  و کارگردانی فریبرز عرب نیا چندی پیش از شبکه سوم سیما پخش شد که کم تر مورد بررسی و تحلیل جدی قرار گرفت در این مقاله سعی بر این است که به بررسی افکار و عقاید آقای عرب نیا و مقایسه آن با اولین فیلم ایشان بپردازیم.

برای بررسی چهارچوب های فکری و دغدغه های آقای عرب نیا به سراغ گفت و گوی تخصصی ایشان در برنامه هفت می رویم و مروری بر برخی مباحث مطرح شده در این برنامه توسط ایشان می پردازیم .

آقای عرب نیا در اولین حضور خود در برنامه هفت به معرفی چهار چوبی از یک بازیگر کامل ( که البته به تعبیری می توان گفت انسان کامل ) از دیگاه خودشان پرداختند و او را صاحب ویژگی های زیر خواندند  :

هوش ، قدرت روحی و جسمی ، صداقت و وفای به عهد ، پایمردی ،آزادی خواهی و عشق به رهایی ،خلاقیت ، از خودگذشتگی و ایثار ، اخلاق و شرف و منش انسانی ، عدالت طلبی و اعتدال ، حقیقت طلبی ، شناخت خود و خدا و در نظر داشتن مداوم حضرت مرگ  و..

و این گونه ادامه دادند که : متاسفانه در فرهنگ ما ( به ویژه در سینما ) نمی دانیم با نخبگان ( به شکل خاص با قهرمان ) چه بکنیم . خیلی راحت ترجیح می دهیم قهرمان را بشکنیم تا خیالمان راحت شود که نیست . نتایج بسیار حیاتی از حضور قهرمان در همه عرصه ها برای فرهنگ کشور بدست می آید .

آقای عرب نیا با تعریف قهرمان ادامه دادند که : قهرمان پایمردی است که بر سر اصولش ایستادگی می کند . ما وقتی قهرمان را می کشیم و به آن اجازه حضور نمی دهیم ، ما وقتی ( آگاهانه یا ناخود آگاه ) سیستم کوتوله سازی و کوتوله پروری را به جای قهرمان سازی و قهرمان پروری اجرا می کنیم نتیجه اش به راه افتادن موج فیلم هایی است که روی پرده است .

در ادامه آقای عرب نیا به کلام رهبری که فرموده بودند : ( اصلی ترین دغدغه نظام عدالت و اجرای عدالت است. اگر چه در این سی سال کار هایی صورت گرفته اما مطلقا راضی کننده نیست . )  اشاره کرده و با بیان این که عدالت مفهومی مطلق است این کلام رهبری را هشداری به مدیران به خصوص مدیران فرهنگی دانست.

ایشان ادامه دادند : اصلی ترین بحث آفت مدیریت فرهنگی در ایران نگاه اشتباه و تفسیر غیر حق از مقوله خودی و غیر خودی است ... در دوره های مدیریتی بیش از آن که توجه به نخبگان مطرح باشد نزدیکان ، آشنایان و کسانی که با قواعد آشنا بودند و با تعاریف می خواندند وارد میدان شدند و عموما هم کار خود را بلد نبودند .

آقای عرب نیا اظهار داشتند : بازیگر مقام خداجوی و خدای گونه دارد که آرزو ها ، تمنیات ، ترس ها و تردید های مردم را به فعل و ماده ، عینیت و تجسم تبدیل می کند و این مطلب جامعه را از بسیاری از مسائل خلاص می کند . در مناطقی به خصوص در هالیوود جامعه را از طریق شمایل سازی به وسیله بازیگر از بسیاری از سموم پاک می کنند و ایده آل های خود را از طریق این بازیگران که جذابند و کاریزما دارند به جامعه تزریق می کنند .

وی با اشاره به برخی مشکلات ادامه داد که ریشه تمام این ها در خانواده و آموزش است و ما نمی توانیم رشد کنیم بدون این که از مدرسه شروع کرده باشیم

وی ادامه داد که : از دید اسلام هر فرد در وجودش یک قوای مونث و یک قوای مذکر دارد قوای مذکر معادل مدیریت ، کار ، مبارزه و رقابت است مثل روز و قوای مونث معادل آفرینش ، صبوری ، سکوت ، سکون و خلاقیت است مثل شب و این دو قوا باید در وجود فرد در تعادل باشند

در ادامه آقای عرب نیا  بر اساس سخن حضرت علی ع که فرموده بودند ریشه تمام گناهان ترس است به مدیریت اشتباه بر اساس ترس اشاره کردند .

در نوبت دوم حضور ایشان در برنامه هفت هم در مورد قهرمان بحث شد و آقای عرب نیا گفتند : ما چه در سینما چه در حیطه بازیگری و چه در اجتماع ، با مسائل تربیتی و با نگره هایش می توانیم کودکان را فرزندانی جسور ، صاحب حق رای ، حق اعتراض ، قدرت نه گفتن ،میل به کشف ناشناخته ها و ترس نداشتن از روبه رویی با آن چه برایش آماده نشده بار بیاوریم یا کودکانی که بله قربان گو هستند و به شکل پادگانی در مدارس تعلیم می بینند و بیش تر به آن ها باید و نباید گفته می شود و می خواهیم مفاهیم را آن گونه که ما می گوییم از ما قبول کنند و هیچ جدلی در آن نکنند .

آقای عرب نیا ادامه دادند : یک قهرمان بیش از هر چیز و پیش از هر چیز باید قدرت نه گفتن داشته باشد .... ما برای ساخت یک قهرمان یک منشور چند وجهی داریم یک وجه آن مدرسه است ، یک وجه آن خانواده که از داخل مدرسه و خانواده قهرمان بیرون نمی آید یک وجه آن محیط کار است و در محیط کاری هم اجازه قهرمان بودن نمی دهند ، خودمان هم کم کم عافیت طلب می شویم ... قهرمان یک تصمیم گیری شخصی می کند بر سر تصمیمش می ایستد و به موقع می گوید آره و به موقع می گوید نه.

ایشان این گونه ادامه دادند : قهرمان ساخته نمی شود مگر این که اجتماع از سنین خیلی پایین در مدرسه در خانواده و توسط رسانه حمایت شود . مسئولین ما نمی توانند قهرمان ساز باشند مگر آن که خودشان را شبیه یک چاه آب بدانند که همه حق برداشت از آن ها را به طور یکسان دارند و مردان فرهنگی باید قواعد را به شکل دلچسب رعایت کنند .

سپس ادامه دادند : ما همه در وجودمان یک قهرمان داریم ما همه در وجودمان یک پادشاه و یک ملکه داریم چه می شود که تبدیل می شویم به موجوداتی که فقط و فقط به فکر خودمانیم و حاضریم همه را به خاطر مصلحت خودمان فدا کنیم .

ایشان در بخشی از صحبت های خود به این نکته تاکید کردند که قضاوت مردم مهم نیست سرنوشت آنها اهمیت دارد.

تا این جا محدوده و چهارچوب فکری آقای عرب نیا  در زمینه فرهنگ و قهرمان پروری را مرور کردیم حال به بررسی دیالوگ های رد و بدل شده بین شخصیت ها در اولین حضور ایشان به عنوان نویسنده و کارگردان می پردازیم ( البته از دیالوگ های معمولی و توصیفی چشم پوشی می کنیم و به دیالوگ های آموزنده ، بازدارنده و فلسفی و روان شناختی اثر می پردازیم .)

-دیالوگی که مادر رویا برای دلداری دادن به دخترش می گوید :

از قدیم گفتن در دروازه رو میشه بست در دهن مردم رو نه . هزار بار گفتیم و شنیدیم  این بار معنیش رو می فهممیم . 

-غفار (عمار تفتی ) به سروان نبوی : کار بی نتیجه مثل شخم زدن سنگلاخه .

-رویا به سرهنگ مکری : آخرین بار که علی اومد خونه و حال خراب منو دید بهم گفت کار ما بعضی وقتا مثل رفتن به جنگ اژدهاست اگر تو سینمون دل شیر و تو خونه یه شیر زن نباشه خیلی دووم نمیاریم .

-رویا به سرهنگ مکری : تو این دنیای مردونه فقط ما خانوما می دونیم شیر زن بودن چقدر سخته . 

-نیم انگشتی ( بدمن ) به سروان نبوی با اشاره به مستندی که در مورد فوتبال از تلویزیون پخش می شد: خیلی جالبه تو این مملکت فاصله از عرش تا فرش یه روزه . تا  دیروز قهرمان ملی بودنا   از امروز شدن ننگ مملکت . 

-نیم انگشتی به سروان نبوی در منزل مخفی پلیس : می دونی پله اول تشخیص مشکل ، شناخت ریشه های درده . مثلا در مورد شما ریشه درد فضولیه کله شقی . اما در مورد من خیلی فرق می کنه درد من نه جسمیه نه ذهنی . جناب سروان می دونی ریشه مشکل من چیه ؟ هوم ؟ ریشه درد من بی عدالتیه .  باورت میشه ؟ بذار یه چیز جالب بهت بگم من در تمام عمرم هیچ وقت از مشکلاتم با هیچ آدم زنده ای حرف نزدم اما خب این دفعه خیلی فرق می کنه از اون جایی که قرار نیست دیگه هیچ وقت شنونده هامو ببینم می تونم بهشون اعتماد کنم جالب نیست ؟ اعتماد

خب داشتیم راجع به مشکل من حرف می زدیم که ریشه اصلیش بی عدالتیه اونم از نوع کائناتی . نه سالم بود که ساعت هفت و ده دقیقه یه شب سرد دی ماه مادرم از خونه رفت بیرون و دیگه هیچ وقت برنگشت . من داشتم مشق ریاضی می نوشتم پدرم کنارم نشسته بود و با علاقه و توجه بهم کمک می کرد مثل همیشه با لبخند و شوخی مادرم که درو بهم زدو رفت پدرم چند لحظه به در خیره شد و به خودش گفت کجا رفت ؟ این آخرین حرفی بود که در مورد مادرم از دهنش شنیدم از اون به بعد دیگه هیچ کدومشونو ندیدم ظرف سه روز همه ریشه هام خشکیدن .

ادامه می دهد : سال ها بعد تو المپیاد جهانی ریاضی که اول شدم موقع دریافت مدالامون تنها قهرمان بدون همراه من بودم حتی کسی نبود بهش زنگ بزنم تا خوشحال شه از اون به بعد نفرت همیشه و همیشه همراهم بود مخصوصا وقتایی که مردم با دلیل و بی دلیل ازم می پرسیدن پدر و مادر در قید حیاتن ؟ با تموم اینا و با وجود تمام اتفاقای بعدش که هر کدوم مثل یه فاجعه بودن هیچ وقت نفرتم رو بیشتراز خودم دوست نداشتم تا اون روزی که سرپرست احمق و فامیل باز واحدومون مدیریت بخش مارو سپرد به باجناق کودن و بی سواددشو به من که به قول خودشون نخبه علمی بودم گفت کمکش می کنی کارا درست پیش بره .  بله قربان  بله قربان  رفتم تو اتاق استعفامو نوشتم گذاشتم رو میز و با خودم عهد کردم دیگه به هیچ بشری نگم بله قربان.

-سرهنگ مکری به سروان نبوی : ارتقاء درجه و تشویق نامه برا همه شیرینه اما حقیقتا ارزشش چقدره ؟ به بهای جون آدم یا به قیمت از هم پاشیدن خانواده ؟ یا انگ ، اتهام و برچسب خوردن و اضطراب همیشگی ؟ خوب میدونی که با قبول این ماموریت همه اینا رو به جون می خری اینم می دونی که ارزش مرد و مردونگیش با کارش برگ می خوره پس کار یه مرد باید خیلی بزرگ و مقدس باشه تا ارزش همه مشقتا رو داشته باشه تو این دنیا چیزایی هستن که میلیارد میلیارد هم نمی شه خرید و فروخت مثل سرنوشت مردم ، مصالح مملکت و ایمان به حق  اما فقط بعضیا مثل تو هم به این موضوع اعتقاد دارن هم بهش عمل می کنن .

سروان نبوی به سرهنگ مکری : من هنوزم بعضی وقتا دلم می لرزه

سرهنگ مکری در جواب : شیطون از هزار راه جور وا جور وارد میشه تا اون جا که من فهمیدم ریشه همه نیرنگاش یه چیزه این که ایمان آدم رو به شک  و شک آدم رو به یقین بدل می کنه هر وقت شک کردی به دلت رجوع کن کاری که ازت برمیاد درست انجام بده بقیه رو بسپر به خودش این جوری ایمان و آرامش قلبت محکم می مونه. 

-روان پزشک به رویا وقتی از مشکلاتش به او گفت : خب این علائم افسردگیه ولی افسردگی تا وقتی حاد و عمیق نباشه نگران کننده نیست حتی فوایدی هم داره یه جور واکنش دفاعی بدن و روانه مثل این که ماشین بنزین نداره درجه اش به ما اعلام نیاز می کنه

رویا در جواب به روان پزشک : ولی من این ضعف خودمو دوست ندارم نمی خوام این جوری باشم امین از این ضعف و ترس من بیزاره

روان شناس در پاسخ :  ضعف ما آدما اگه به شکل قالب وجودیمون درنیان طبیعیه  حالا می خوام تمام تصوراتی که از خودت داری بذاری کنار با دقت به سوالات من گوش بدی مهمم نیست جوابات از نظر خودت و دیگران قشنگ و معقول باشه فقط می خوام از روی دلت باشه حتی اگه عقلت می گه غلطه . چرا فکر می کنی ضعیفی ؟ از چه چیزی بیشتر از همه خسته ای ؟ دوست داری چه چیزی درونت عوض بشه ؟

رویا در جواب : دلم می خواست مادر قوی تری باشم . دوست دارم رابطم با امین مثل قبلنا شه خسته شدم از بس همه میگن همسر پلیس که ضعیف نمی شه .  خب چه کار کنم من ضعیفم . شوهرم قویه ولی من نیستم من خودم همیشه یه مادر قوی داشتم می دونم چه نعمتیه ولی من برای امین می ترسم  من از همه چی می ترسم  از آیندم . حتی توهم برم داشته نکنه علاقه ام  به علی هم از سر ضعف و ترس باشه .

روان شناس در پاسخ : ببین عزیزم مهم ترین اصل برای رشد شخصیت توجه به خودمونه به شرط این که از زیر بار تاثیرات و فشار های بیرونی رها بشیم من ازت می خوام برا یه مدتی خودتو قضاوت نکنی خودتو اون طور که هستی طبیعی بپذیر ببین یه درخت وقتی آفت می زنه آفت زداییش می کنن . یه امر طبیعیه مسیر لازمیه برای رشدش .  در حقیقت داشتن ضعف ضعیف بودن نیست ندیدن ضعف ما آدماست که باعث زبونی و حقارتمون میشه  افسردگی تو بیشتر از توقع ، تصویریه که خودت از خودت داری شاید دیگران این توقعا رو از تو نداشته باشن این برچسبایی که خودت به خودت زدی . چون تعریفت از یه مادر نمونه این جوریه. اما نگران نباش انگیزت بهت کمک میکنه از جات بلند شی . بهت قول می دم . کم کم خواهی دید که بلند شدنامون بعد از زمین خوردنه که قدرتمونه نه زمین نخوردنامون . 

-علی به رویا : بعضی وقتا فکر می کنم همش یه کابوسه مثل وقتایی که از خواب می پری ولی کابوس هنوز ادامه داره بار دوم که از خواب بلند می شی می گی بیداری ولی مطمئن نیستی همه چی تموم شده باشه . ( یادداشت نویسنده : شاید همین شبیه کابوس بودن دنیای این روزهای سروان نبوی دلیل ریتم خاص این سریال است )

ادامه مطلب...



موضوعات : نقدها و مقالات، یادداشت های نویسنده، سریال، مرور آثار
برچسب‌ها: رنگ شک

sadati | دوشنبه هشتم دی 1393

 

.:: ادامه مطلب ::.


»» تقابل ابدی خیر وشر در «رنگ شک»
http://photos-c.ak.instagram.com/hphotos-ak-xfa1/10818089_812100385516594_1919530723_n.jpg 
فیلمنامه رنگ شک داستان سروان علی نبوی (افسر نیروی انتظامی) است که به شکل نفوذی وارد تشکیلاتی مخوف که یکی از کارهایش پخش مواد مخدر در کشور است، می‌شود عملیاتی که تنها مافوقش از فعالیت او در این باند مطلع است. قصه‌ای قدیمی و بارها تکرار شده که نمونه‌های خارجی و داخلی بسیار دارد که بیش از همه فیلم مردگان ساخته مارتین اسکورسیزی را به خاطر می‌آورد. پیش از این هم خود عرب‌نیا در فیلم تلویزیونی مانگرو ساخته مهدی صباغ‌زاده در نقشی مشابه سروان نبوی ایفای نقش کرده بود که در پخش چندباره‌اش بسیار مورد توجه مخاطبان سیما قرار گرفت.

فیلمنامه رنگ شک که به صورت غیرخطی نوشته شده، نقشی کلیدی در موفقیت کار داشته که گذشته‌ای از درگیری قدیمی سروان نبوی با تبهکاری باهوش ملقب به نیم انگشتی را در اختیار مخاطبانش قرار می‌دهد تا کینه کهنه نیم‌انگشتی از نبوی را برجسته‌تر کند.

در ادامه این فلاش‌بک با نبوی و دو نفر از خلافکارانی همراه می‌شویم که برای هرکدام از آنها پس‌زمینه خوبی طراحی شده است. مرد مسن‌تری که اساسا بهره هوشی بالایی نداشته و پیوستنش به این تشکیلات هم به واسطه عشقی بوده که از دست داده است. در سوی دیگر، پسر جوان، هتاک و خشنی قرار دارد که رفتاری تهاجمی داشته و در سکانس مبادله پول با مواد مخدر نیز به هویت نبوی شک می‌کند. نقطه عطف نخست در فیلمنامه رنگ شک جایی است که آدم‌های طرف مقابل هنگام مبادله مواد همگی به دست تیراندازی نامرئی به قتل رسیده و در نهایت تنها علی نبوی از این جمع باقی می‌ماند.

تعقیب فرد تیرانداز سرانجام او را به تله‌ای می‌اندازد که نیم‌وجبی برایش تدارک دیده است. یک پاپوش تمام عیار و کاملا حرفه‌ای که سروان نبوی را به خیانت علیه پلیس و قتل تمامی آدم‌های یاد شده در این شب متهم می‌کند، در حالی که تنها سردار از ماموریت مخفی نبوی مطلع بوده است. وارد شدن نیم‌انگشتی به خانه سردار در حالی که نبوی هم حضور دارد، یکی از مهم‌ترین سکانس‌های این مینی‌سریال است که بخوبی پرده از شخصیت چند لایه نیم‌انگشتی برداشته و عقده‌های گذشته‌اش را به رخ مخاطبان می‌کشد.

در حقیقت نقطه قوت رنگ شک به شخصیت‌پردازی درست و اصولی قهرمان و ضد قهرمانش بازمی‌گردد که به تقابلی کلاسیک و تمام‌عیار منجر می‌شود. نیم انگشتی نمونه بارز تبهکاری، با بهره هوشی بالاست که مشکلات روحی و روانی‌ای که در گذشته داشته، او را به این سمت و سو سوق داده است. در طرف دیگر، کفه قطب مثبت هم حسابی با حضور سروان نبوی و سردار سنگینی کرده و به رویارویی این دو قطب اصالت خاصی بخشیده است.

از سوی دیگر بخش مهمی از قسمت‌های نخست به زندگی خانواده نبوی (همسر و پسرش امین) اختصاص داده شده که در مجموعه‌های پلیسی سال‌های اخیر کم‌سابقه به نظر می‌رسد. در حقیقت عرب‌نیا در این بخش دست روی قسمت دیگری از کار طاقت فرسای پلیس گذاشته که مربوط به خانواده آنها می‌شود.برای مثال می‌توان به ناسازگاری‌های امین در مدرسه و درگیری همیشگی‌اش با همکلاسی‌ها و مادرش در غیاب طولانی‌مدت پدر اشاره کرد که فوق‌العاده باورپذیر از کار درآمده و مخاطب را به همذات‌پنداری حداکثری با نبوی و خانواده‌اش وامی‌دارد.

نقطه عطف دوم رنگ شک جایی است که اتومبیلی از روبه‌رو با اتومبیل همسر علی نبوی تصادف کرده و ماموران مراقب خانه مادر همسرش را به سمت صحنه تصادف می‌کشاند فرصتی که نیم‌انگشتی آدم منفی داستان با استفاده از آن امین پسر قهرمان اصلی سریال را می‌رباید. این نقطه عطف درخشان زمینه را برای نبرد نهایی نبوی و نیم انگشتی فراهم کرده و تعلیق مناسبی را بر فضای داستان حاکم می‌کند.

کشاندن نبوی به سواحل بوشهر به پایان بندی کار حس و حال خوبی بخشیده و جذابیت‌های بصری آن را دو چندان کرده است. صحنه خداحافظی امین با پدرش به لحاظ میزانسن و بازی خوب عرب‌نیا و حامد شیرخانلو عالی از کار درآمده و میزان بیم و امید در مخاطب را به حداکثر می‌رساند. کشته شدن نیم انگشتی به دست یکی از عوامل تشکیلات روی آب‌های نیلگون خلیج فارس، پایانی مناسب برای ضد قهرمانی است که بیش از حد هوش خود را جدی گرفته و در عین حال نسبت به وفاداری تشکیلات خوش باوری بیش از اندازه‌ای داشته است.

فریبرز عرب‌نیا در نخستین تجربه کارگردانی‌اش نشان داده در تمامی این سال‌ها که به بازیگری مشغول بوده از یادگیری اصول فیلمسازی هم غافل نبوده و در این راه تجربیات گرانبهایی به دست آورده است. سبک بازی خاص عرب‌نیا هم بخوبی با شخصیت سروان علی نبوی چفت شده و باورپذیری‌اش را دوچندان کرده است. در عین حال نباید از بازی خوب و غافلگیرکننده شهرزاد کمال‌زاده هم در نقش همسر نبوی بسادگی گذشت که مخاطب را به همدلی با خویش وادار می‌سازد.

 

جام جم آنلاين



موضوعات : نقدها و مقالات، سریال، مرور آثار
برچسب‌ها: رنگ شك

sepehri | شنبه ششم دی 1393

 


»» نقد رنگ شك/با تاخير

باید بارها تماشا کرد


علیرضا حسینی: سریال ۷ قسمتی رنگ‌شک به کارگردانی فریبرز عرب‌نیا هفته گذشته از شبکه سوم سیما پخش شد. یکی از آثار بسیار متفاوتی که در زمان بسیار نامناسبی پخش شد و تبلیغ چندان خوبی درباره سریال صورت نگرفت اما با همه بی‌اعتنایی‌های مذکور سریال «رنگ شک» یکی از بهترین‌های سریال‌های سال ۱۳۹۳ است که بدون هیچ هیاهویی ساخته و پخش شد

. این سریال  را می‌توان از وجوه زیر یکی متفاوت‌ترین سریال‌های سال‌های اخیر تلویزیون دانست:

۱- سریالی برای مخاطب امروز:  مخاطب امروز تلویزیون ما دیگر مخاطب چشم و گوش بسته سال‌های قبل نیست. چه بخواهیم چه نخواهیم. چه خوشمان بیاید چه نیاید،  این مخاطب دارد محصولات روز سینما و تلویزیون جهان  را در لحظه می‌بیند. سلیقه‌اش بالا رفته و متناسب با ترقی طبع و سلیقه‌اش،  محصولات داخلی را می‌بیند و درباره آنها قضاوت می‌کند. امروز در شرایطی هستیم که تنها ساعتی بعد از پخش سریال‌های روز دنیا، زیرنویس فارسی این سریال‌ها برای دانلود روی اینترنت قرار می‌گیرد و این یعنی انبوهی از مخاطبان، لحظه به لحظه پیگیر این سریال‌ها هستند. در این شرایط آیا می‌شود بودجه‌ای گرفت و سریال و تله فیلمی با ضعیف‌ترین شخصیت‌پردازی و داستان و کارگردانی تحویل داد؟ در این شرایط  مردم دیگر منتظر نمی‌مانند که شما چه زمانی تصمیم بگیرید کیفیت برنامه‌ها و محصولاتتان را ارتقا دهید. در کمتر از چند ثانیه کانال را عوض می‌کنند و شاید دیگر سراغتان هم نیایند. باید هوش مخاطب امروز را در نظر گرفت و متناسب با این هوش برایش برنامه ساخت. این نخستین نقطه قوت سریال رنگ شک فریبرز عرب‌نیاست. اینکه مخاطبش را دست‌کم نگرفته. 

عرب‌نیا در ساخت این سریال نگران این نبوده که بیننده متوجه داستان و پیچیدگی شخصیت‌ها نشود. چون می‌دانسته این مخاطب اگر سریال او را نبیند سراغ محصول سطح بالاتری می‌رود، پس با جاه‌طلبی کارش را انجام داده. این چیزی است که در اولین مواجهه با رنگ‌شک جلب توجه می‌کند. از کارگردانی، فیلمنامه، طراحی شخصیت‌ها، تنوع لوکیشن‌ها و همه چیز رنگ‌شک مشخص است که عرب‌نیا تمام توان و انرژی‌اش را خرج این سریال کرده و دغدغه این را داشته که مخاطب ترقی یافته امروز را درگیر اثرش کند.


۲- نگاه درست به جامعه: فریبرز عرب‌نیا می‌خواسته سریالی برای مخاطب امروز بسازد پس علاوه بر درام، بازی، کارگردانی و دیگر اجزای کار، سریالش  را صاحب یک دیدگاه درست نسبت به جامعه کرده. رنگ‌شک در ظاهر یک سریال پلیسی است اما عرب‌نیا با پرداخت درست شخصیت‌ها و پیوند دادن آنها به شرایط روز جامعه و کشور، سریالش را صاحب یک دیدگاه اجتماعی کرده است. سریال  رنگ شک سراغ مساله بسیار مهمی به نام استعدادهای رانده شده رفته. افرادی که به هر دلیل در جایی که باید قرار نمی‌گیرند و از استعداد و هوش آنها به درستی استفاده نمی‌شود و مجبور می‌شوند در جایی که نباید فعالیت کنند. رنگ شک اما این هوش‌ها و استعدادهای حاشیه‌نشین را تنها یک قربانی نمی‌بیند. بلکه شخصیت منفی‌اش با تحقیر شدن و نادیده گرفته شدن مدام تاریک و تاریک‌تر می‌شود و به جایی می‌رسد که هوشش نه تنها به یک خطر برای جامعه، بلکه به یک بحران برای کشور و امنیت ملی تبدیل می‌شود

فریبرز عرب‌نیا در رنگ شک نه تنها از یک بحران اجتماعی صحبت می‌کند بلکه معتقد است این بحران می‌تواند به یک خطر امنیتی تبدیل شود. استعدادهای در حاشیه، هوش‌های دست‌کم گرفته شده و انسان‌های تحقیر شده را کمتر در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی می‌بینیم. همین اواخر مجید برزگر در فیلم سینمایی «پرویز» از خطر افراد در حاشیه و تحقیر شده جامعه صحبت کرد اما پرویز یک آدم معمولی است که توسط جامعه تحقیر می‌شود و تصمیم به انتقام می‌گیرد. در رنگ شک ماجرا بسیار ابعاد وسیع‌تری می‌گیرد و هوش شخصیت رانده شده همه چیز را احاطه می‌کند. شخصیتی که با پرداختی درست به جذاب‌ترین بخش سریال رنگ شک تبدیل می‌شود.

1610733918-.zirmizi.ir
۳- شخصیت منفی جذاب: صحبت درباره شخصیتی است که آرش مجیدی نقش آن را بازی می‌کند. شخصیتی پیچیده و چندوجهی که سیاه است اما سیاهی‌اش را می‌شناسیم و شاید هر کدامان بخش کوچکی از آن را داشته باشیم و به همین دلیل است که او را درک می‌کنیم. ناخودآگاه بیننده در مقابل یک درام باید تاریکی شخصیت منفی را حس کند و پیامد قدرت گرفتن، غلبه و سرطانی شدن آن را ببیند و این اتفاقی است که در رنگ شک می‌افتد. آرش مجیدی در رنگ شک جوکری است که از دل جامعه ما بیرون آمده. نمونه‌هایش را زیاد دیده‌ایم. شخصیت منفی رنگ شک برعکس اغلب سریال‌های تلویزیونی ما احمق نیست. بلکه هوش برتر سریال است و هوشش تمام سیستم امنیتی و نظامی را درگیر خودش می‌کند. این شخصیت با بازی خوب آرش مجیدی جذاب طراحی شده. کشش دارد و بیننده را با خودش همراه می‌کند. می‌دانیم از کجا آمده، از چه چیزی حرف می‌زند و حالا فقط قرار است پیامد تبدیل شدنش به سرطان را ببینیم. این هوش برتر از قربانی کردن هیچ‌کس و هیچ چیز در راستای هدفش  ابایی ندارد و قربانی‌ای است که فقط با قربانی گرفتن آرام می‌گیرد. اما تنها وجود  یک شخصیت  منفی برای کامل شدن درام و آزاد شدن انرژی‌اش کافی نیست. درست وقتی که ۲ قطب منفی و مثبت سریال  وسط دریا  تک و تنها مقابل هم قرار گرفته‌اند و  هوش برتر در تصور رسیدن به هدفش قرار دارد، سروان علی نبوی با بازی فریبرز عرب‌نیا دیالوگی می‌گوید که رنگ‌شک را نسبت به این شخصیت منفی و جایگاه اجتماعی‌اش صاحب دیدگاه می‌کند: «اگر هوش یک آدم هرچقدر هم که سرشار باشه، شروع کند به خوردن قلب و عاطفه‌اش آن آدم دیگر باهوش نیست، سرطان دارد».


۴- قهرمان:  «هر کی می‌خواد قهرمان شه باید از تاریکی رد شه.»  این دیالوگی است که سروان نبوی چند دقیقه قبل از آخرین مواجهه‌اش به قطب منفی فیلم می‌گوید. اینجاست که اهمیت پرداخت درست شخصیت منفی رنگ شک را متوجه می‌شویم. وقتی تاریکی بی‌انتهای شخصیت منفی اینقدر قابل لمس است، اهمیت کار هنرمند در این است که بتواند در این اتمسفر تیره و تار قهرمان بسازد. در رنگ شک سروان علی نبوی را در شمایل کارگاه‌ها و پلیس‌های زخمی و تنهای سینمای نوآر  می‌بینیم که در مقابله با تاریکی، فقط باید به خودشان و روشنایی که به عنوان قهرمان صاحبش هستند متکی باشند. پس سروان نبوی که همان اول کار زخمی می‌شود، قدم به قدم و به اتکا و امید این روشنایی در بحرانی که در آن قرار گرفته حرکت می‌کند. داستان از اینجا شکل اسطوره‌ای به خودش می‌گیرد. مواجهه تاریکی و روشنی و خیر و شر و تقابل که از ازل بین‌شان وجود داشته، بار دیگر شکل می‌گیرد. حالا شخصیت منفی باهوش داستان می‌خواهد قهرمان را ببلعد و وارد تاریکی خودش کند و در این مسیر حتی به خانواده او هم رحم نمی‌کند اما ایمان قهرمان است که تا پایان او را حفظ می‌کند. سریال رنگ شک یک اتمسفر تیره و تار و یک قطب منفی باهوش را به بهترین شکل می‌سازد و تنها رویارویی و غلبه بر این تاریکی‌ها را ساخت قهرمان در کشور، جامعه  و تک تک انسان‌ها می‌داند.

منبع:وطن امروز

 



موضوعات : نقدها و مقالات، سریال، مرور آثار
برچسب‌ها: رنگ شك

sepehri | پنجشنبه چهارم دی 1393

 


.............. مطالب قديمي تر >>
»» fariborz arabnia

»» خبرگزاري ها


»» برچسب ها

[ ]
صفحه اصلي


ostad-arabnia